الفيض الكاشاني
87
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
مختارات خويش از كتاب مولانا ، كوششى خورند عنايت نموده بود . به گفتهء استاد مير نجيب مايل هروى : « فارسى زبانان از سدهء نهم در انديشهء تلخيص كردن و موضوعى نمودن مثنوى بودهاند . اين اختيارات بر مثنوى را از آن جهت انجام مىدادهاند كه در زندگى فرهنگى خود به دقايق و فوائد مثنوى ، نيازى حس مىكردهاند . چنانچه وجيه بن مير يوسف حسين از لبّ لباب كاشفى اختيارى كرد ، به اين خاطر كه پس از نماز بامداد ، هر روز مثنوى معنوى خوانده شود » . 124 دربارهء لبّ لباب كاشفى حق به دست استاد فروزانفر است كه فرموده : « مؤلّف با آنكه دست به عملى خطير و نوآيين زده ولى عنايت او منحصر بوده است به مباحثى كه در كتب صوفيان عصر وى و يا آن طبقهء متنسّك و متمسّك به رسوم و روايات مشايخ تداول داشته و از اين رو دقائق فكر و نظر مولانا در مسائل فلسفى و اجتماعى و علم النّفس و كلام و اصول تربيت از وى فوت شده است » . 125 سراج السّالكين ، از ديدگاه تدوين و تبويب و سرنويسها ، تا حدود زيادى ناب و بىآميختگى به سنّت صوفيانهء ابنعربىوارى است كه معمولا طىّ قرون به صورت و سيرت مثنوى تحميل گرديده . اين خلوص نسبى و سرگى ، شايد از آنجاست كه فيض اين اثر را در جوانى فراهم ساخته ، و بفرض در آن دوران كمتر به قيد سنّت فكرى حاكم بر عرفان نظرى و تصوّف عصر خويش درآمده بوده و بيشتر دل به خود مثنوى سپرده تا ديگران ، خاصّه محيى الدّينيان . جز سراج السّالكين فيض ، چند سراج السّالكين سراغ داريم : يكى از مولى محمّد صالح بن محمّد سعيد خلخالى ؛ ديگرى از شيخ على بن حسين كربلائى كه ترجمهء كتاب عربى خود اوست به نام « معراج السّالكين » و در اصول دين رقم خورده ؛ ديگرى از ميرزا محمّد اخبارى كشته شده به سال 1232 ه . 126 اسماعيل پاشا بغدادى هم يك سراج السّالكين مىشناخته ولى مع الأسف مشخّصات